نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خبر پیچید كه سقا به هم پیچید كنار خیمه ها آقا به هم پیچید قمر افتاد و پشتش آفتاب افتاد همین جا بود عاشورا به هم پیچید سرش از سر بلندی بود، بالا بود عمود آن قدرها زد تا به هم پیچید نه، این مال زمین افتادن او نیست دو چشمانش همان بالا به هم پیچید نمی شد با عبا حتی تكانش داد ز بسكه آن قد و بالا به هم پیچید هزاران چشم، خیره خیره تر می شد بساط دختر زهرا به هم پیچید ز خیمه دختری فریاد زد: بابا ... بیا كه معجر زنها به هم پیچید!
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد