نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(حالا که داری میری از تنم ای جگر من جلو چشمام یکمی راه برو ای پسر من) ۲ آه، برو ای عصای پیری برو ای دردت به جونم برو اکبرم دعا کن، من دیگه زنده نمونم (آه پسرم صحیح و سالم میره از پیش من اما) ۲ (آه میشه چند ساعت دیگه اکبر من ارباً اربا) ۲ جان بالام جان بالام سنه قوربان بالام... (نوۀ فاطمه رفته پیش روش کوچه وا شد) ۳ توی پهلوی عزیز فاطمه نیزه جا شد وای، بغض تو صدات شکسته دل من برات شکسته لا به لای تیر و نیزه زیر دست و پای لشکر همه دندههات شکسته (آه، پسرم یه خواهشی دارم ازت بگو تو باشه) ۲ (آه دست و پا نزن که اعضای تنت ز هم نپاشه) ۲ جان بالام جان بالام سنه قوربان بالام...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد