جمع نمیشه هیچ‌جوره تسبیحی که شد دونه دونه

جمع نمیشه هیچ‌جوره تسبیحی که شد دونه دونه

[ مازیار طاولی ]
جمع نمیشه هیچ جوره 
تسبیحی که شد دونه دونه 
یه علی داشتم که حالا 
بین دست این و اونه 

آبرومندانه باید باشه تشییع جوونا 
هلهله کردن که داغت تا ابد یادم بمونه 

زمین خوردم، رمق نداره زانو‌هام حالا
عصای تیکه تیکه‌ی بابا 
شکستگیت شکسته مارو 

زمین خوردم، کارمو با تو یکسره کردن
اشکای مارو مسخره کردن 
می‌بینی غربت بابا رو 

تو رشید بودی، حالا ریزی 
چه تشییع غم‌انگیزی 

شد پریشون گیسوی تو 
خیمه شد گیسو پریشون 
اولین باره که عمه
 اومده از خیمه بیرون 

چشم می‌چرخونم تو صحرا 
جا نمونده باشه چیزی 
خیلی شرمنده شدم از 
دیدن چشمای گریون

یکی بودی، ولی حالا هزارتا برگشتی 
رو دستای جوونا برگشتی 
رقیه دق نکرده خوبه

حلالم کن، شام غریبونت تو گودالم 
به زیر نعل تازه پامالم 
بی‌کسیام تنگِ غروبه 

خداحافظ، برو ای یار 
قرار ما سر بازار 

ولدی، ولدی، ولدی، ولدی، علی ...

«دارم ز روی خاک جگر جمع می‌کنم»

حسین ...

*****

دنیای منه
 امام حسین بزرگتر از دردای منه

دست و پا کمتر بزن 
من دست و پا گم می‌کنم 

تنش را در عبا چیدند پیش چشم بابایش
عمو عباس با دیگر عمو‌های علی اکبر 

و حالا بین دارالحرب دور عمه‌ی سادات 
بنی هاشم همه جمع‌اند منهایِ علی اکبر 

پیرم کردند، از زندگی سیرم کردند 
کنار نعش جوونم آخر زمین‌گیرم کردند

نظرات