تصویر حاج سعید حدادیان - جز فراق پسر فاطمه هجرانی نیست

جز فراق پسر فاطمه هجرانی نیست

[ حاج سعید حدادیان ]
جز فراق پسر فاطمه هجرانی نیست 
چاره ای غیر همین پاره گریبانی نیست 

به خدا نامه نوشتم به حضورت نرسید 
آن چه ماندست مرا غیر پشیمانی نیست 

كارم این است كه تا صبح فقط در بزنم 
غربتی سخت تر از بی سر و سامانی نیست 

لب من تشنه آب و جگرم تشنه ی تو 
بین كوفه به خدا مثل من عطشانی نیست 

 
( دست من بسته شد اما ز بدن قطع نشد 

من به فكر تو و آن دست علمدار توام) 
من از این وجه شباهت به خودم می بالم 

قابل سنگ زدن هر لب و دندانی نیست 
من روی بام چرا تو ته گودال چرا 

دل من راضی از این شیوه ی قربانی نیست 
سر من را سر دروازه به مویی بستند 

مثل زلفم به خدا زلف پریشانی نیست 
زرهم رفت ولی پیرهنم دست نخورد 

روزیِ مسلم آواره ات عریانی نیست 
كاش می شد لب گودال نبیند زینب 

بر بدن پیرهن یوسف كنعانی نیست 
سوخت عمامه ام امروز ولی دور و برم 

دختر سوخته ی شام غریبانی نیست 
هر چه شد باز زن و بچه كنارم نبُود 

كه عبور از وسط شهر به آسانی نیست 
دست سنگین، دل بی رحم، صفات اینهاست 

كارشان جز زدن سنگ بی پیشانی نیست 
دخترم را بغلت كن به كنیزی نبرند 

در دلم طاقت این گونه پریشانی نیست

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد