تصویر محسن عرب‌ خالقی - از خون گلویی که به قنداقه نشسته
تبلیغات نوا

از خون گلویی که به قنداقه نشسته

[ محسن عرب‌ خالقی ]
از خون گلویی که به قنداقه نشسته
از دست قلم گشته‌ی غیرت بنویسم
****
من آمده‌ام نقطه سر خط بنویسم
از مردم نامرد شکایت بنویسم

از زهر جگر سوز نوشتم که بسوزم
از تشنگی‌ات وقت شهادت بنویسم

از رفتن با پای پیاده پی مرکب
از ماندن در هرم حرارت بنویسم

شب، بزم شراب، آیه‌ی تطهیر، تار بود
باید چقدر ذکر مصیبت بنویسم

امشب چقدر سامره نزدیک به شام است
کوتاه شده فاصله راحت بنویسم

از روی سر بر سر نی روضه بخوانم
از خط کبودی اسارت بنویسم

هشتاد زن و بچّه‌ی در سلسله بسته
هر سلسله را غرق جراحت بنویسم

سخت است سه ساله وسط بزم پیاله

******
تیری که استخوان علمدار را شکست
آن تیر را یه حنجره‌ی این پس زدند

******
من که همه عمر رفته بودم تنها به مجالس زنانه
رفتم وسط شراب خانه

******
همزمان با ضرب چوب خیزران
دخترت با دست می‌زد بر دهان

******
عمّه‌ی صاحب الزمان می‌زد همش به سینه بی امان می‌زد
وقتی یزید جلوی بچّه‌ها به لب و دندان خیزران می‌زد

نمی‌گم که دندان شکست، یا که دل طفلان شکست
می‌گم نامرد یجوری زد که چوب خیزران شکست

حسین وای، حسین وای، حسین وای

*****
هیچکس انقدر پلید نشد
خیزران خسته شد یزید نشد

دل یه مادر شهیده ریخت
اشک یه خواهر خمیده ریخت

وقتی یزید ته شرابشو

*****
خواستم بوسم لبت را سوخت لب‌هایم پدر
در ترک‌های لب خشک تو خورده چوب تر

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه محسن عرب‌ خالقی شهر شام(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه شهر شام(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های شهر شام(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های محسن عرب‌ خالقی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد