نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو طوبای علی بودی چرا بشکست پهلویت تو مرآت خدا بودی چرا شد نیلگون رویت خدیجه کو که گیرد در بغل چون جان شیرینت پیمبر کو که در برگیرد و چون گل کند بویت تو جان مصطفی بودی چرا پشت در افتادی تو دست مرتضی بودی چرا بشکست بازویت اگر چه در پس در حبس شد در سینه فریادت صدای یا علی سر میکشید از تار هر مویت *********** ای خاک بقیع بر کف، بهرت گوهر آوردم سرمایۀ عمرم را، با چشم تر آوردم یا فاطمة الزهرا(س) ۳ فانوس شب تارم، امید دل زارم این سینۀ خونین را از میخ در آوردم یا فاطمة الزهرا(س) 2
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد