نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خواهر نمُرده غم نبینی این روزا تنهاترینی پنجاه و چهار ساله ندیدم زانوبغلکرده بشینی تو عزیزبرادر من شدی تو تمومِ لشکر من شدی نگرانِ نیزهها نیستی، نه نگرانِ معجر من شدی حسین باشی بشی دردو بفهمی بلرزی تا شبِ سردو بفهمی باید تُو بَزم مِیخوارا بِری تا نگاه هرز و نامَردو بفهمی ای خوشغیرت، درداتو میفهمم دلشورهی، فرداتو میفهمم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد