نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو داماد ایرانیِ ما شدی تو مهمانِ مهمانی ما شدی تو زیباترین جلوههای خدا تو مناجاتِ شعبانیِ ما شدی گرفته است بوی تو این سرزمین دلیل مسلمانیِ ما شدی اگر خاک ما، خاک عشق علیست خودت آمدی بانی ما شدی به ایران صفا را تو آوردهای امام رضا را تو آوردهای زمین پر شد از عطر گلخانهات که بوی حسن میدهد خانهات علی هستی همسرت فاطمه کرم در کرم داشت کاشانهات پس از تو رسیدن تا مجتبی کریمان ز فیض کریمانهات اگر هشت معصوم ما میرسند به بیتِ حَسن بیت فرزانهات ز تو بر حسین و حسن منتصب حسن زادهاند و حسینی نَسَب نسیمی مرا سمت سجادهات سحر میبرد تا سرِ جادهات هوای زیارت سرم زد ربود دلم را سرِ زلفِ افتادهات خدا را در این خانه دیدم فقط من از برکت سفره ی سادهات میان علی اکبر و اصغری که تا دل بَری از دو دلدادهات پدر گفت تاج سرم آمده علیِ علی اکبرم آمده تو پنهان به حج خدا میروی به دنبال جا ماندهها میروی تو کعبه تو خود کعبهای مکهای زمزمی برای زیارت کجا میروی؟ تو بر دوششان بارشان میکشی شبیه شب مرتضی میروی تو بر زخم زنجیر نان میبری کنار فقیر و گدا میروی کریمی به بیتت حرامی نشست سر سفرهی تو جُزامی نشست مرا میبری تا ملاقات خود به سوی خدا با مناجات خود صحیفه گشودم به درکت رسم لبم آشنا کن به سوغات خود بیا جانِ من سر براهم نما ابوحمزهخوان و نگاهم نما
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد