نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو اون آغوش گرمی که پناه گریههامی (دارم حس میکنم حضورتو همش باهامی) ۲ (حس میکنم وابستگی مو به تو و روضهها) ۲ آخر میارم زندگیمو یه روزی کربلا دورت بگردم من که به جز تو بغلت گریه نکردم من از همه خسته شدم با همه سردم الان فقط کرب و بلاست مرهم دردم وَ صَلَّ الله عَلَی الباکین علی الحسین... (شاید خسته شدی از من دیگه دوستم نداری) ۲ (شدم حالا که وابستهات میخوای محل نذاری) ۲ (حالم اصلاً خوب نیست حسین جان برام یه کاری کن من آبروم رفته عزیزم، آبرو داری کن) ۲ تو رو به زهرا بذار ببینم حرمو حتی تو رؤیا همو بغل کنیم منو ضریحت آقا من که فقط تو رو میخوام از همه دنیا وَ صَلَّ الله عَلَی الباکین علی الحسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد