نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به تو و علمت متوسلم و یادت کردم یادم رفت مشکلمو همه دست توئه قلب و دلمو نذر چشمات جون ناقابلمو من که جز آقایی ازت چیزی ندیدم من در خونت واسه حاجت ندویدم من اومدم بگم بذار با تو بمونم عاقلا حاجت میگیرن ... من که دیوونم میون گریه دیدم انگاری رو برومی تو که همه دلیل بغض توی گلومی دوریِ تو عزیزم منو بهم می ریزه این شب آرزو ها تویی که آرزومی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد