(تو قامت عمه دیدم، هیبت مولا رو)۲ تو چادر عمه دیدم، عصمت زهرا رو تو چهرهی عمه دیدم شوکت بابا رو غیرت سقا رو آدم بدا رو عذاب کرد شبیه کوفه عمه بازم انقلاب کرد رو تک تک ما بچه کوچیکا حساب کرد شامو سر دشمنای مولا خراب کرد (معجرش محکمتر از کلاهخود علی اکبره)۲ چادرش محکمتر از زره آبآوره عمه جان من محشره، محشره (جانم عمه جانم)تکرار (تا عمه جانم شروع کرد، خطبهی غرا رو دوباره منبر به خود دید حیدر کرار رو)۲ یزیدیا هم چشیدن طعم ذوالفقار رو، نفوذ گفتار رو گوهر بین صدف بود رسوایی اسلام دروغین هدف بود یک تنه ایمان با لشگر کفر طرف بود خلاصه بالا پرچم شاه نجف بود قدمهاش محکم مثل، علی تو قلعهی خیبره کلامش محکم مثل، کلام حضرت مادره عمه جان من محشره، محشره (جانم عمه جانم)تکرار