تورودیدم افتادی روخاک

تورودیدم افتادی روخاک

[ کربلایی نریمان پناهی ]
(تو رو دیدم، افتادی رو خاک
ولی هیچ‌کس، یاورت نبود

تو رو دیدم، افتادی رو خاک
هیچ‌کی فکر، خواهرت نبود)۲

تو رو هرجوری شد، می‌زدنت
نا نجیبا، از روی جفا

جوونا با خنجر می‌زدن
پیره مردا با ضرب عصا

چه درهمی ای، قرار زینب
سخته بخواد تو رو به جا بیاره زینب

دارم می‌خونم، برا تو قرآن
با گریه روشن می‌کنم، شام غریبان

وای حسین...

اون سه شعبه‌ای که به تو زد
اومد انگار رو قلبم فرود

پای اشکام خندیدن همه
به غرور من برخورده بود

رسمِ تدفین و غسل و کفن
واسه تو انگار معنا نداشت

کشتنِ یک مظلومِ غریب
این همه داد و دعوا نداشت

نفس نمونده، نفس بگیری
کاش بشه معجرای ما رو پس بگیری

تو رو عزیزت، به جا نیاورد
چقدر که این سنان، منو با خنده آزرد

وای حسین...

مظلوم حسینم...

خواهرت از پا افتاده بود
وقتی از پا، افتادی حسین

آب نمی‌خوام، وقتی دیدمت
تشنه لب جون، می‌دادی حسین

گریه کرده، آب از ماتمت
دُر نایاب، محروم از لبت

با همون بغضِ توی گلوش
می‌بوسه رگ‌هاتو زینبت

چشماتو دیدم، که نیمه بازه
پاشو داداش بریم حرم، وقت نمازه

نذار که از من، تو رو بگیره
دلت میاد ببینی خواهرت اسیره

مظلوم حسینم...

نظرات