تن من را به هوای تو شدن ریخته اند

تن من را به هوای تو شدن ریخته اند

[ علی اکبر زادفرج ]
تن من را به هوای تو شدن ریخته‌اند
علی و فاطمه در این دو تن ریخته‌اند

جلوه‌ی واحده را بین دو تن ریخته‌اند
این حسینی ست که در قالب من ریخته‌اند

برادر جان تو ثارالله و ثارالله دیگر من
حسین قبل خنجر تو، حسین بعد خنجر من

تجلی می‌کنم در تو، تجلی می‌کنی در من
شهادت یا اسارت هر دو آغاز است پایان نیست

این حسینی است که در قالب من ریخته‌اند

ما دو تا آینه‌ی روبروی یکدگریم
محو خویشیم اگر محو روی یکدگریم

ای به قربان تو و پیکر تو پیکرها
ای به قربان موی خاکی تو معجرها

امر کن تا که بیفتند به پایت سرها
آه، در گریه نبینند تو را خواهرها

(از چه یا فاطمه یا فاطمه بر لب داری
مگر از یاد تو رفته است که زینب داری) ۲

حاضرم دست به گیسو بزنم، رد نکنی
خیمه را با مژه جارو بزنم، رد نکنی

حرف از سینه و پهلو بزنم، رد نکنی
شد که یک بار به تو رو بزنم، رد نکنی ؟(۲)

تن تو گر که بیفتد تن من می‌افتد
تو اگر جان بدهی گردن من می‌افتد

دلم آشفته و حیران شد و حرفی نزدم
نوبت رفتن یاران شد و حرفی نزدم

اکبرت راهی میدان شد و  حرفی نزدم
در حرم تشنه فراوان شد و حرفی نزدم

بگذار این پسران نیز به دردی بخورند
این دو تا شیر جوان نیز به دردی بخورند

نذر خون جگرت باد، جگر داشتنم
سپر سینه‌ی تو  سینه سپر  داشتنم

خاک پای پسران تو پسر داشتنم
سر به زیرم مکن ای شاه به سر داشتنم

سر که زیر قدم یار نباشد سر نیست
خواهری که به فدایت نشود خواهر نیست

پربازدید ترین شعر روضه علی اکبر زادفرج محرم و صفر طفلان حضرت زينب عليهم السلام

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر طفلان حضرت زينب عليهم السلام

محبوب ترین محرم و صفر طفلان حضرت زينب عليهم السلام

محبوب ترین علی اکبر زادفرج

نظرات