تا زمین افتادم رسیدی به دادم

تا زمین افتادم رسیدی به دادم

[ سیدرضا نریمانی ]
تا زمین افتادم، رسیدی به دادم
خودم و اولادم نذر پسر تو

نبودی می‌مردم، هرجا کم‌آوردم
تورو قسم دادم جون مادر‌ تو

هرکسی رو دیدم آقاجونم
به وفایی می‌شناسه تورو

کی باورش میشه بعدِ یه عمر
گدایی کردن بِم بگی برو!

کِی تنهام می‌ذاری، تویی که اونقد دوسم داری
از لطفی که داری، می‌خونم تو خواب و بیداری
تو نو‌ر‌الأنواری نعمت‌الله عَلَی‌الأبراری

ثارالله، ثارالله، ثارالله یا اباعبدالله...

با یه دلِ سنگی، شبای دلتنگی
زیر نور مهتاب واسه تو می‌خونم

بعضی شبا میگم، تو نبودی پیشم
دیگه کی می‌موندش واسم نمی‌دونم!

حکمِ نفس‌های منو داری
طبیعتا من بی‌تو می‌میرم

خونِ تو رگ‌های منی حسین
حقیقتا با تو جون می‌گیرم

هر آهم افسوسه بی‌تو حتی خوابم کابوسه
دل بی‌تو می‌پوسه، کربلام دستت رو می‌بوسه
ای عشقِ مخصوصه، لطفت تو زندگیمون محسوسه

ثارالله، ثارالله، ثارالله یا اباعبدالله...

چقده خوبی تو، آدمای بی‌ تو
نمیدونم چی خوش کرده دلشونو؟

اونا مثل من که، آقا ندارن که
به کی میگن آخه دردِ دلشونو

بخدا ناکامن اونایی که
مزّه‌ی عشقت رو نچشیدن

زندگیشون پُردرده اونا که
درد فراقت رو نکشیدن

محرومه از بارون اونکه از چشمات نمی‌خونه
دائم تو زندونه اونکه از صحنِ تو بیرونه
غصّه دور از جونه اونکه تو خونه‌ی تو مهمونه

ثارالله، ثارالله، ثارالله یا اباعبدالله...

نظرات