
تا روی خاک پا کشیدی عزیزم تنهاییِ منو دیدی عزیزم با این خجالتی که تو چشاته داری خجالتم میدی عزیزم دارم تمنا میکنم اباالفضل چشامو دریا میکنم اباالفضل خودم میرم از زیرِ پای لشکر دستاتو پیدا میکنم اباالفضل رسیده مادرم، تو رو خدا پاشو بریم حرم بخاطر رباب، بخاطر اشکای دخترم پاشو یه کاری کن ببین محاصرهام پاشو بریم حرم عموی خیمه نذار بریزه آبروی خیمه بعد زمین خوردنِ تو یه لشکر نگاهشون رفته به سوی خیمه بالا سرت خیلی حالم خرابه دارن میخندن عزیزم به نالهام داری منو تنها میذاری اما دلت میاد اسیر بشه سه سالهام ببین قیامته، حرم آمادهی اسارته تنها چیکار کنم، هر کسی اینجا فکر غارته