تا روضه عشق را بر ملا کند

تا روضه عشق را بر ملا کند

[ وحید شکری ]
(تا روضه عشق را، بر مَلا کُنَد)۲
تا قلبِ خلق را، مبتلا کُنَد
آنان که خاک را، کیمیا کنند

به کربلا رسیدند 
سر قرارِ با خدا رسیدند
سُلاله‌های مصطفیٰ رسیدند

همه جان به کَف، همه جان نِثار
همه ذوالُفنون، همه ذوالفَقار
با هفتاد و دو تن، با هفتاد دو یار
با هفتاد دو شیر، شیران کارُزار
همه پروانه به دورِ سِیِدُ الاَبرار

اَبی عبدالله...

صاحب لِوایِ، انقلابِ عشق
اِذنِ دخولِ، فتحِ بابِ عشق
عالیجنابِ، مصطفیٰ به عشق

گره گشا، اَبَالفَضل
پناهِ اهلِ خیمه‌ها، اَبَالفَضل
عَلَم زده به کربلا، اَبَاالفَضل

علی مدد

(اِسمُهُ دَوا، ذِکرُهُ شَفا)۲
ناصِرُ الحسین، حامِلُ  لِوا
شیعه شیرِ خدا، فرزندِ لافَتا
هم وارثِ علی، هم جانِ مجتبیٰ
سایه‌اش پناهگاه زینبِ کبریٰ

علی مدد

اَبی عبدالله...

(صبحِ سپیدِ، شامِ کربلا)۲
مَصنَد نِشینِ، بامِ کربلا
آمد که مُهرِ، نامِ کربلا

(شود به نام زینب)۲
قیام کربلا قیامِ زینب
حسین می‌شود تمامِ زینب

یا زینب

(یاورِ حسین، خواهرِ حسین)۲
تیغِ در نیّام، حیدرِ حسین
فَخرُ المُخَدَرات، تاجِ سَرِ حسین
خاتونِ کربلا، پیغمبرِ حسین
ماده شیر بی مثالِ، لشگر حسین

یا زینب

اَبی عبدالله...

نظرات