تصویر حسین محمدی فام - بی قیمتیم و قیمت ما

بی قیمتیم و قیمت ما

[ حسین محمدی فام ]
بی قیمتیم و قیمت ما می‌شود حسین
در اوج فقر ثروت ما می‌شود حسین

زهرا میان عرش دعاگوی جمع ماست
وقتی‌که ذکر هیئت ما می‌شود حسین

این روز‌ها مساجد ما هم حسینیه است
در این دهه عبادت ما می‌شود حسین

این چند قطره اشک به پای غمش کم است
بعد از وفات حسرت ما می‌شود حسین

یک سکه نذر کردم و صد سکه پس رسید
با این حساب برکت ما می‌شود حسین

عشقش ز کم حجاب بسازد محجبه
پایه گذار عصمت ما می‌شود حسین

ما ملت امام حسینیم و تا ابد
پشت و پناه ملت ما می‌شود حسین

آن لحظه‌ای که خلق سرافکنده می‌شوند
در روز حشر عزت ما می‌شود حسین

یا رب تو شاهدی که در ایام اربعین
یک‌جا تمام حاجت ما می‌شود حسین

زهرا اگر موید دل‌های ما شود
سرمایه‌ی محبت ما می‌شود حسین
*****
خانمان سوز بُوَد آتش آهی گاهی
ناله‌ای می‌شکند پشت سپاهی گاهی

داری امید ولی نیست پناهی گاهی
دلخوشی گرچه به یک نیمه نگاهی گاهی

حیف از آن چشم که یک تیر نگاهش را برد
داد از آن تیر که چشمان سیاهش را برد

آه بر روی لبش بود، چه آهی ای وای
جمع می‌کرد تنی از سرِ راهی ای وای

رفته از دست چه ماهی، چه ماهی ای وای
بعد او نیست نه حالی، نه پناهی ای وای

اشک مردی که پناهش همه پاشیده ببین!
حالِ شاهی که سپاهش همه پاشیده ببین

پسرش آمده اما به جراحات رسید
این جوان‌مُرده ببین با چه مکافات رسید

موقع غارت او موقع خیرات رسید
وسط قائله‌ی مردم شامات رسید

ردِ خونی به زمین از سر زین ریخته دید
همه جانِ حَرَمش را به زمین ریخته دید

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد