بیحسین نمیگذره روز و شبم تشنهی گریه بمون، تشنهلبم فاصلمون از اینجا، تا حَرمت چقدره تنگه دلم حسین جان، برای باب سدره من عاشقمو از جهان فارغمو خوب کرده حسین نوکریت سابقهامو اسمت میبَره از دلم هرچی غمو با تربت حَرمت، آب و گِلم یکیه عزیز فاطمهای، عزیزتر از تو کیه تو حرم، روضه رو میکنه به راه نور قرمز ضریح قلتگاه حسینیه است که داده صفا به هر محله تنگه دلم حسین جان، برای باب قبله جانم به رضا، هشتمین نور خدا بانیِ عزاداری کربوبلا یاد داده به یادت بسوزم همه جا حدیث ابن شبیب، چه آه شعلهوری شمس و الشموسو غمِ 61 قمری