تصویر حاج محمود کریمی - بیچارگی یعنی همین حالی که من دارم

بیچارگی یعنی همین حالی که من دارم

[ حاج محمود کریمی ]
بیچارگی یعنی همین حالی که من دارم
یعنی که با کوه گناهم در کلنجارم

بیچارگی یعنی که لطفت را نمی‌دیدم
باور نمی‌کردم به تو خیلی بدهکارم

بیچارگی یعنی عنانم دست مردم بود
اصلاً نفهمیدم تویی تنها کس‌وکارم

خیلی بدم امّا به آغوش تو برگشتم
بیچاره‌ام امّا خدایا دوستت دارم

مثل همیشه آبروداری کن و امشب
در بین خوبانت نفرمایی که سربارم

یاربناهای مرا امشب بخر حتماً
محتاجم و خیلی گره افتاده در کارم

بی‌واسطه اصلا نمی‌آیم به این خانه
امشب دخیل دست و چشمان علمدارم

عمریست که با روضه‌هایش پیرتر گشتم
عمریست که با روضه‌هایش اشک می‌بارم

سقّای دشت کربلا بر خیز تا زینب
یک‌بار دیگر هم ببیند هست سردارم

این سو تو صدپاره؛ سوی خیمه حرامی رفت
آخر بگو من از کدامین دست بردارم؟!

باید که برگردم حرم چون دخترم تنهاست
باید میان نیزه‌ها، تنهات بگذارم

با خود نگفتی بعد تو در بین نامحرم
این کودکان تشنه را دست که بسپارم

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد