نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بیا و ظلمت شب را به نور ماه بگیر دوباره تیرگی از این دل سیاه بگیر ز راه آمدم و كوله بارم امّید است چنان همیشه مرا گرم در پناه بگیر چو طفل گمشده ای بین شهر حیرانم بیا و دست مرا از میان راه بگیر گناه های بزرگ مرا به حرمت اشك به كوچكی یك انگار اشتباه بگیر برای خاطر من نه، به خاطر زهرا سراغی از من غمدیده گاه گاه بگیر چقدر حسرت صبح مدینه را بخورم بیا و از دل تنگم مجال آه بگیر به غنچه ای كه ز شاخه شكسته برگرد تقاص خون همان طفل بی گناه بگیر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد