بودُ امیدم مرا یاری کنی

بودُ امیدم مرا یاری کنی

[ سایر ذاکرین ]
بودُ امیدم مرا یاری کنی
سالُ‌ها بهرم علمداری کنی
***
ای دریغا شد امیدم ناامید
بی‌برادر گشتم و پشتم خمید
***
کس ندیده در عجم یا در عرب
هیچُ سقایی بمیرد تشنه‌لب
***
خیزُ از جا ای برادر تو امید زینبی
***
شه به بالین برادر آمد از بی‌طاقتی
صیحه زد پهلوی ... رفت از خود ساعتی

نظرات