نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به نیزه تكیه دادی دیدم كه رفتی از حال صدای "هل من ناصر"ت پیچیده توی گودال یارو یاورمونی سایه ی سرمونی قتل شبیه كوچه است و تو شبیه مادرمونی من طاقت اشك رباب و ندارم من طاقت شام خراب و ندارم من طاقت ویرونه و بزم شراب و ندارم نمی ذارم عمو جون سرت از تنت جدا شه تموم دلشورم اینه رقیه بی بابا شه تو غریبی و تنها پیش چشم زهرا كاش زنده بمونی تا كه برسم یاری تو مولا من طاقت حنجر وخنجر ندارم من طاقت پیكر بی سر ندارم من طاقت هلهله و بردن معجرندارم دست بریده ی من ببین مثه عموم شد یكی داره داد میزنه كار حسین تموم شد من وتو زیر مركب امون از دل زینب نیستم تا كه ببینم حرم ونامحرمارو امشب من طاقت زخم اسارت ندارم من طاقت درد جسارت ندارم من طاقت نامحرم وسیلی وغارت ندارم كریم كاری به جز جود وكرم نداره آقام تو مدینه است ولی حرم نداره حسن بی حرم حسین بی كفن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد