نصب اپلیکیشن نوا
تصویر سید امیر حسینی - بهشتم حسن بهارم حسن

بهشتم حسن بهارم حسن

[ سید امیر حسینی ]
بهشتم حسن، بهارم حسن
کسی غیرِ تو ندارم حسن

ببین عشقِ من، تو چشمام غمو
جونِ مادرت، بخر گریه‌مو

چجوری بگم، چی‌ تو قلبمه
تو فرق می‌کنی برام با همه

خدا شاهده، که یا فاطمه
حسن جونمه، حسن عمرمه

(یا امام حسن، یا امام حسن...)

******
می‌سازیم، یه روزی به هر قیمتی این حرم رو
می‌سازیم، حریمِ پُر از نورِ شاهِ کَرم رو
می‌سازیم، ضریحِ طلاکوبی مادرم رو، می‌سازیم

میاریم، برا گندبت پرچمِ کربلارو
میاریم، برای فدای تو کردن سرارو
میاریم، گُلای ضریحِ آقامون رضارو میاریم

خرابه، مثلِ قبرِ تو روزگارِ من آقا
خرابه، ببین خون شده حال و روزِ گداها
خرابه، حریمِ تو اونجا و حالِ من اینجا خرابه

خدایا، تا میگم خرابه دلم پَر می‌گیره
خدایا، تا جون دادنای پروانه میره
خدایا، یه پروانه که توی آتیش اسیره خدایا

بابایی، نبودی ببینی پَرِ مَعجرم سوخت
بابایی، نبودی ببینی که بال و پَرم سوخت
بابایی، نبودی ببینی که موی سرم سوخت بابایی

******
سرِ ما زیرِ مِنَّتِ حسن است
هرچه داریم عنایتِ حسن است

دستِ خالی خریده ماراهم
دستِ ما برگِ دعوتِ حسن است

سفره‌هایی که پهن کرده حسین
لقمه‌های ضیافتِ حسن است

اشک، توفیقِ حضرتِ زهراست
گریه‌کردن مُحبَّتِ حسن است

ما از انگورِ مرتضیٰ هستیم
نجفِ ما اِجابتِ حسن است

طُحفه شش گوشه بهتر از کعبه‌است
قصدِ زائر زیارتِ حسن است

اربعین که قیامتِ شیعه است
واقعا که قیامتِ حسن است

این‌همه شورِ یا حسین حسین
از سکوت و نِجابتِ حسن است

گرچه پرچم به روی قبرش نیست
کربلا تحتِ رایَتِ حسن است

جگری پاره داشت در کوچه
گوشِ پاره مُصیبتِ حسن است

هنوز دل‌نگرانم از آن دوشنبه به بعد
هنوز آهِ نهانم از آن دوشنبه به بعد

مرا شکسته در این خانه خنده‌های زنم
کسی نبود که حرفی مَگو به او بزند

جنگ با زَهر چون که تن به تن است
اثرش مستقیم بر بدن است

اثرِ وضعی چنین زهری 
ناخودآگاه آب خواستن است

ای بمیرم در این مواقع هم
اولین دستگیرِ مرد زن است

من از این چند نکته فهمیدم
روضه‌ی باز روضه‌ی حسن است

هنوز دل‌نگرانم از آن دوشنبه به بعد
هنوز آهِ نهانم از آن دوشنبه به بعد

مرا شکسته در این خانه خنده‌های زنم
کسی نبود که حرفی مَگو به او بزند

مدینه سَبِّ علی می‌کند مقابلِ من
رفیقِ نان و نمک طعنه میزند به حسن

به آن دلی که شکسته‌است دستِ رد زده‌اند
چهل نفر به غرورِ حسن لگد زده‌اند

بگو که خوردم از این‌ها شکستِ سنگینی
زده‌است مادرِ من را چه دستِ سنگینی

میانِ کوچه زمین خورد، گُل زِ ریشه شکست
همین‌که ضربه به در خورد بارِ شیشه شکست

غریب ماندنِ بابایم از سرم افتاد
دری که سوخت فقط روی مادرم افتاد

دعایِ مادرِ خود را شنیدم ای مَردُم
قنوتِ دستِ ورم کرده دیدم ای مَردُم

به خانه حوریه را دست بر کمر دیدم
لباسِ پاره‌ی او را به میخِ در دیدم

چقدر غصه‌ی آن کوچه‌ها بی‌اندازه است
هنوز خونِ روی گوشواره‌اش تازه است

کَلِّمینی، رسیدم دیدم رو زمینی
کَلِّمینی، چرا گفتی فِضِّه خُزینی

غم داره اگه که حالت زاره
زیرِ سَرِ مثماره

زمین کوچه اگر ماسه بود بهتر بود
که شیشه‌ی تنِ زهرا، به روی سنگ افتاد

(آی مادرم، آی مادرم...)

******
ایستادم به روی پنجه‌ی پا اما حیف
دستِ او رد شد و به صورتِ مادر خورد

زنِ جوان که به دستش عصا نمی‌گیرد
عصای منِ قد خمیده شانه‌ی حسن است

حسین و عباسم و خبر بکنید
نظر به تشت و به این پاره‌ی جگر بکنید

اگرچه خونِ دلِ تازه روی این لب است
هزار شکر که عباس پیشِ زینب است

اگرچه تیر تنم را به چوب می‌دوزد
چه خوب معجرِ زینب دگر نمی‌سوزد

به دست‌های پُر از بوسه‌ام طنابی نیست
کنارِ تشتِ من اینجا، دِگر شرابی نیست

******
به رقیه، بی‌قرارم شبا تا خودِ سحر
به رقیه، منِ جامونده رو کربلا ببر
به رقیه، به رقیه، به رقیه

خیلی وقته، کربلاتو ندیدم
به خدا که بریدم، خوابِ حرم رو دیدم

خیلی وقته، که دورم و زارم
امیدی ندارم، دلتنگِ علمدارم

به باباییت بگو، کارمو خانم سه ساله
بگو خیلی دوست دارمو، خانم سه ساله

هرجا که به پرچمش نگاهت افتاد، حرمِ رقیه‌است
تنها حرمی که روضه نمی‌خواد، حرمِ رقیه است

اومدم زیارتت با گریه، با زاری
تو هنوزم وسطِ بازاری
خیلی روضه‌ی نگفته داری

سلام خانم، اَیَّتُها صِدیقَةُ الشَهیده
ای نوه‌ی مادرِ قد خمیده
گنبدتم مثلِ موهات سفیده

شنیدم که اربعین جاموندی
دلگیرم، من به جای تو زیارت میرم
یا رقیه می‌گمو می‌میرم

بمیرم من
حتیٰ میونِ خواب سیلی خوردی
تو بغلِ رباب سیلی خوردی
تو مجلسِ شراب سیلی خوردی

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل