نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عصا را از پدر برگیر، عزم نیل کن اینک بسم الله، بسم الله تقاص خون او را مرگ اسرائیل کن اینک بسم الله، بسم الله ولیِّ دَم به نام حق، ولیِّ امر ما گشتی پدر را مجتیٰ بودی، ما را مقتدا گشتی بسوزان خدعه را، مأیوس کن خصم حرامی را به لبخندی ببر از جان میهن تلخکامی را بخوان خُذها بقُوَّه، این عَلَم بردار بسم الله، بسم الله علم بردار و در این رَه قدم بگذار بسم الله، بسم الله خوشا بیعت میان معرکه در اوج رزم ما شب قدری که بیعتنامه با خون میشود امضا همه در بیعت عشقیم، همعهد تو در این راه اگر خون است بسم الله، اگر جان است بسم الله حیدر، حیدر ... بخوان با لحن شیرین پدر اِنّا فَتَحنا را به رغم فتنهها آرام کن امواج دریا را بیا و امتات را گرم در آغوش گیر اینک ردای رهبری را چون پدر بر دوش گیر اینک بگو از ساحل امنی که در پیش است ایران را شجاعت بخش با فریاد سرخت قوم سلمان را حیدر، حیدر ... بخوان از وَحدَهُ وَحدَه، بخوان از اَنجَزَ وَعدَه تبر برگیر و بت بشکن، به شور لا شریکَ لَه بخوان در گوش کفرستان عالَم از خدا از نو زمین از ظلم پُر شد، تازه کن عهد وفا از نو جهان سرمست عطر یار شد، بنگر نشانی را علمداری کن ای جان، لشکر صاحب زمانی را حیدر، حیدر ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد