نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

برم در خیمه یا بگذارمت یا در برت گیرم خداوندا! تو آسان کن که بسیارند مشکلها داغ تو، داغ مادرمه؛ داغ پدرمه داغ حسنه؛ داغ حرمه؛ داغ، روو جیگرمه بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید بهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشت نوح کو تا که بیاید نگرد طوفان را به کنار لب خشک تو شده ساحل من روبهروی تو نهم بلکه دل، آرام شود چه کنم؟! هرچه کنم حل نشود مشکل من روو زمین ریخته بدن تو؛ خاکی تن تو خون جگر و اشک پدرت میشه کفن تو تو تکستارهی شبهای تار من بودی ستارهی شب یلدای من، چه زود گذشت میزنی تو دستوپا، من، دستوپا گم کردهام نور چشمم! بیتو راه خیمه را گم کردهام میشنوم نالهی حرم و آه خواهرم و جونی ندارم تا که ببرم جسم پسرمو عزیز بودی و دریای عشق و بودن تو زلال بود و روان بود و مثل رود گذشت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد