نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

صفحه صفحه نشسته میبارد باز تاریخ درد دل دارد دردش از هر کلام میگذرد از دل شهر شام میگذرد شام تاریک، شام بیپایان دل تاریخ هم گرفت از آن در مقرّ سپاه سفیانی شب در آن خیمهگاه سلطانی که معاویة ابن ابیسفیان تا ابد لعنت خدا بر آن گفت باید که فتنه گرم شود جنگ اینبار جنگ نرم شود تیر را قبل جنگ باید زد شیشه را زود سنگ باید زد تیرِ شکّ و کمانش از تردید سنگِ شبهه به شیشهها بزنید تجربه کردهام ز بدر و احد کس حریف علی نخواهد شد یادتان هست در کشاکش بدر کشته شد از سپاه کفر چقدر هر که در کارزار بود آن روز کشتهی ذوالفقار بود آن روز رزم با مرتضی نباید کرد هر که رزمید بهر خود بد کرد ذوالفقار است اگر رفیق علی نیست تیغی حریف تیغ علی جنگ با فتنه گرم باید کرد با علی جنگ نرم باید کرد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد