با حکم حسین اگر علم بردارم

با حکم حسین اگر علم بردارم

[ حاج محمود کریمی ]
با حکم حسین اگر علم بردارم
شمشیر خود از بین حرم بردارم
می‌تازم و مردانه، قدم بردارم
صدلشکر کوفه از رهم بردارم

دنبال حریف، سر به سر می‌گردم
عبّاسم و در پی خطر می‌گردم

کابوس شب یزیدیان کیست؟ منم
چون صاعقه‌ای در آسمان کیست؟ منم
سرآمد یل‌های زمان کیست؟ منم
فرزند امیر مؤمنان کیست؟ منم

بی‌خوف و رجا و بی‌سپر می‌گردم
عبّاسم و در پی خطر می‌گردم

با چشم عقاب در نبرد آمده‌ام
چون شیرم و منحصر به فرد آمده‌ام
بر صید سگان دوره‌گرد آمده‌ام
با سربندی به رنگ زرد آمده‌ام

یک دست، حریف صدنفر می‌گردم
عبّاسم و در پی خطر می‌گردم

میدان ز نهیبم ز کمر می‌شکند
پس نیست عجب صفوف اگر می‌شکند
از تیر نگاه من، سپر می‌شکند
شمشیر به رقص آمده، سر می‌شکند

با هیمنه، این‌چنین اگر می‌گردم
عبّاسم و در پی خطر می‌گردم

هرکس برسد به کارزارش بکشم
از یال سمند خود به دارش بکشم
والله، که مادر به عزایش بکشم
ارکان سپاه را به آتش بکشم

از روی هزارکشته بر می‌گردم
عبّاسم و در پی خطر می‌گردم

نظرات