نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

بار خود را بستهام چشم انتظارم ای پسر تاب ماندن نیستی گر بیقرارم ای پسر پارهپاره شد جگر لبهای من خورده ترک آتشی افتاده در جان پرشرارم ای پسر یک قدم رنجه نما بابای تو باشد غریب ای میآیی سر به بالینت گذارم ای پسر؟ این ودایع را که باشد داخل آن پیرُهن به دو دستان تو تنها میسپارم ای پسر این همان پیراهن جدم حسین ابن علیست زان سبب جوشنده مثل آبشارم ای پسر (یا علی موسی الرضا یا امام الرئوف) من سفارش میکنم تا میتوانی گریه کن از غم کربوبلایش سوگوارم ای پسر کربلا جای پسر آمد پدر بالا سرش روضه میخوانم برایت داغدارم ای پسر جد من آمد کنار اکبر درهم شده گفت: ای آئینهی جد کُبارم ای پسر ای صفای پیری بابا زمین افتادهای خیز از جا ای تمامی نگارم ای پسر (یا علی موسی الرضا یا امام الرئوف)
هنوز نظری ثبت نشده