نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای گرفته ماه تصویر از اباالفضل شده در عرش تقدیر از اباالفضل اگر یک لحظه چشمِ او بیاُفتد فراری میشود شیر از اباالفضل مناجات و دعا یعنی اباالفضل شفا درمان دوا یعنی اباالفضل میانِ مرقدش حس مینمایی نجف در کربلا یعنی اباالفضل بخشندگی قصهی دست و نخیل نیست کوتاهی من است که دستم دخیل نیست ماندم چگونه اینهمه اعجاز میکنی داری بدونِ دست گره باز میکنی هرکس نیازمند تو شد بینیاز شد بردار حاجتت را با خود حرم بیاور عرضِ توسل از تو باقیش با اباالفضل وقتی مریضِ مارا دکتر جواب کرده دلواپسی نداریم داریم تا اباالفضل بعد از شفا گرفتن یک ارمنی عوض کرد تسلیس دینِ خود را، قبله خدا اباالفضل یک کوفه دست میزد در علقمه همینکه دست مبارکش شد از تن جدا اباالفضل آقا کنارِ خیمه زد بر سر و به صورت افتاد از روی مرکبش پاین، افتاد تا اباالفضل باید حسین میرفت، چون خیمه در خطر بود میزد به سینه میگفت، آی ای خدا اباالفضل بروم سمتِ حرم پس که تورا جمع کند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد