نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای کاش با تو بودم در غربت سکوتت ای کاش با تو بودم در آخرین قنوتت (ای کاش با تو بودم یا لَیْتَنی حَبیبی آن دم که تکیه دادی بر نیزهی غریبی) ۲ آخرین ساعات مثل عبدالله میدویدم کاش سوی قربانگاه تا شود آرام روح مجنونم میزدم من هم غوطه در خونم۲ ) بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران۲ رفتهست کاروان و جاماندهام ز یاران) ۳ ***** (ای کاش با تو بودم تا بارها بمیرم) ۲ از علقمه به خیمه دست تو را بگیرم۲ ای کاش با تو بودم «هَل مِن مُعین» که گفتی حائل کنم خودم را از صدر زین نیفتی۲ من فدای آن زخم لبهایت میشدم ای کاش إِرباً إِربایت در رکاب تو کاش میمردم بودم و جایت سنگ میخوردم (بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران۲ کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران) ۲ ابیعبدالله...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد