نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حنیف طاهری - ای فدای تو جن و روح بشر

ای فدای تو جن و روح بشر

[ حنیف طاهری ]
ای فدای تو جِن و روح و بشر
وی اسیر تو این‌همه یکسر

خانه‌ی جان بدون تو ویران
با تو ویرانه کاخی از مرمر

بس‌که گیراست چشم نافذ تو
نمیُفتد گدای تو ز نظر

وقت کوبیدنِ سرای تو شب
گاه حاجت گرفتن تو سحر

چون تویی اول تمام رُسل
آدم بوالبشر شود آخر

القرض مصطفی نگو غوغا
القرض مصطفی نگو محشر

کرده موسی به مِدحَتِ  تو قیام
بسته عیسی به خدمت تو کم

دست بوسِ تو سینه‌ی محراب
پای بوس تو پله‌ی منبر

جای دارد که تو را جامه دَرند
کاروانی ز یوسف و ز پدر

مادرت در عفاف آمنه‌ نام
بانویی چون خدیجه‌ات همسر

همچو حیدر برای تو داماد
همچو زهرا برای تو دختر

یکی از چاکران تو حمزه
یکی از مخلصان تو جعفر

نوه‌ات همچو زینب کبری
هم نتیجه چنان علی اکبر

هرکه را سوختی شود سلمان
آنکه آموختی شود بوذر

مَثَل تو به ماسوا سلطان
مَثَل ماسوا به تو نوکر

شیعیان تو از طلا هستند
مرتضی و تو در مَثَل زَرگر

آهن از لطف تو شود چون موم
بَهر داود پیر آهنگر

کمی از پهنه‌ دلت مغرب
گوشه‌ای از سرای تو خاور

ای که گفتی به امت خویش
زیر این آسمان پهناور

بعد من حُرمتش نگه دارید
مصطفی باشد و همین دختر

آب غسلت هنوز جاری بود
که به باب لله‌ش فِتاد شرر

نعش پیغمبری به روی زمین
بین دیوار و در گُلی اطهر

چاره‌ای نیست جز شکسته شدن
گیر کرده پَرش به تخته‌ی دَر

دختری داد می‌زند بابا
دختری داد می‌زند مادر

فاطمه را زدند علی افتاد
وای از خجالت شوهر

******

ما عشق را پشت در این خانه دیدیم
زهرا در آتش بود حیدر داشت می‌سوخت

******

به قربان لبت، این رسم عشق است
تو خوردی خیزران، لب‌های من سوخت

******

همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر کف
به امید آنکه روزی به شکار خواهی آمد

کششی که عشق دارد نگذاردت بدینسان 
به جنازه گر نیایی به مزار خواهی آمد

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل