نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای حسنزاده، حسن در حَسنت میبینم روح توحید میان سُخنت میبینم گفته بودم که بپوشان سرِ گیسویت را چون بههم ریخته وضع چمنت میبینم روی لبهای تو با نیزه نوشتند حسن خطِّ کوفی به عقیق یَمنت میبینم پدری کردهام و بوسه زِ تو حقّ من است اثرِ نعل به روی دهنت میبینم پسرم، یوسفِ نجمه چه سرت آوردند؟ پنجهی گرگ بر این پیروهنت میبینم ماندم از اسب چگونه به زمین افتادی؟ جای نیزه زِ دو سو بر بدنت میبینم زیرِ پای تو زمین گود شد قاسم بس کن مرگ خود لحظهی پَرپَر زدنت میبینم هرچه بالا بکِشم شانهی پیچیده بههم باز بر خاکِ بیابان، بدنت میبینم قدری آرام بگیری بغلت میگیرم این چه وضعیست که بر حال و تنت میبینم حسین، حسین، حسین... **** ای سری که سرِ نِی منزل و مأوای تو شد زینت دوش نبی بودی و نِی جای تو شد سر تو بر سر نِی بود و تنت روی زمین توتیا از سُمِ مَرکب همه اعضای تو شد حسین، حسین، حسین... آیه آیه شدهای مصحف صد پارهی من هدفِ سنگِ جفا صورت زیبای تو شد دشمنت کشت و ولی نور تو خاموش نشد آری آن جلوه که فانی نشود نور خداست یا اباعبدالله الحسین... **** جلوهی روی تو بود، طور مناجات ما کعبهی کوی تو بود، طور مناجات ما من حسینم که جهان واله و حیران من است اَبر و باد و مَه و خورشید به فرمان من است جدّ من احمدِ مختار، قریشی نسب است پدرم حیدر کرّار، امیر عرب است مادرم فاطمه خود خلقتتان را سبب است از ازل عشق خدا در رگ و در خون من است آدم اَر حضرت آدم شده مدیون من است اباعبدالله... **** لحظهای را که دَمد صور، عَلم دست من است دادگاهی که به پا هست قلم دست من است حکم آزادی و تبعید اُمَم دست من است هرکه بگریست به زهرا به علی میبخشم هرکه شد اهل تبرّی به علی میبخشم همه جا زینب کبری به حسین مینازد مصطفی در صف محشر به حسین مینازد مرتضی ساقی کوثر به حسین مینازد فاطمه اُمّ ابیها به حسین مینازد اَبر بر اشکِ عزادارِ حسین مینازد فرش بر جلوهی رخسارِ حسین مینازد قبرِ شیشگوشه به زوّار حسین مینازد کربلا هم به علمدارِ حسین مینازد **** بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری من کفن پاره کنم زندگی از سر گیرم بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد