نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای جان به قربان تو و سوز صدایت نامی ببر از ما میان هر دعایت امروز روزِ حاجت دنیایی ام نیست امروز می خواهم شوم من همنوایت صبح و مسا هم ناله داری یا كه تنها روضه بگیری یاد شاه كربلایت بیش از هزار و چند سال است ای عزیزم چشمان تو گرید به یاد عمه هایت در خیمه ات پیراهنی آویزه داری پیراهنی كه كرده آقا مبتلایت آقا بیا با یالثارات حسینت بِستان تقاص خون شاه سر جدایت بِستان تقاص حرمتی را كه شكستند از دشمنان نانجیب و بی حیایت ای كاش می شد صبح عاشورای امسال كه كربلا باشیم ما هم زیر پایت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد