نصب اپلیکیشن نوا
تصویر محمد حسین عطائیان - اگه یه مادر برای بچه

اگه یه مادر برای بچه

[ محمد حسین عطائیان ]
اگر یه مادر برای بچه 
وقتی لالایی نخونه زود می‌میره 
همیشه هر جا، حتی تو خواب هم
بی‌قراره و بهونه‌اشو می‌گیره 

آرزو داشتم، من ببینم دو سه تا دندون درآوردی 
خواب دیدم مادر، داشتی از دستام غذا با خنده می‌خوردی 

آرزوهامو با دستای خودم خاک کردم 
خونت‌و با چادر از دست بابات پاک کردم 

خیر نبینی حرمله بچه‌ام بوی شیر می‌داد
چجوری تیرو زدی حسین هم از پا افتاد 

لالا عزیزم، آروم بخواب تو بغل زهرا عزیزم...

صورت بابا شده پُر از خون 
من بمیرم که گلوت به مویی بنده 
آبت ندادن حتی یه قطره
حرمله به اشکای بابات می‌خنده 

غنچه‌ی نازم، بستی چشماتو چرا، قهری مگه مادر؟
آخرش هم شد قد تو رو نیزه هم‌قدِ علی‌اکبر 

کار دنیا رو می‌بینی، باد گره خورد کارم 
تو رو نیزه رفتی و من راهیِ بازارم 

نیزه‌دارت از دلم صبر و قرارم رو برد
حرمله عمداً جلو چشمای من آب می‌خورد 

وای دلم چه بی‌قراره
آخه شیش‌ماهه دیگه کُشتن نداره
مادرش تو خیمه‌ها چشم‌انتظاره 

می‌میره رباب
وقتی حرمله زمین می‌ریزه روبه‌روی رباب
می‌میره رباب 
فهمیدن که آب می‌خوای، می‌میره رباب

لالا عزیزم، آروم بخواب تو بغل زهرا عزیزم...

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل