نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(اومده اصلاً دیگه برنگرده)۲ اونی که هیچکسی براش دلتنگ نیست من به سیاهیات پناه آوردم (بالاتر از سیاهی که رنگ نیست)۲ (شد شد، نشد میرم تو حرم اباالفضل)۲ یه روضهی ام البنین میگیرم به علی اصغر قسمش میدم که بزاره تو باب القبله بمیرم شد شد، نشد میرم کربلا زیر قبه به علی اکبر متوسل میشم میمونم و برنمیگردم دیگه مقیم صحن ابوفاضل میشم (ای حضرت چارهساز حسین، حسین، حسین)۲ (کار منم راه بنداز حسین، حسین، حسین)۲ (همیشه پرچماتو تار میبینم)۲ بغضم با این چشمام هماهنگ نیست من به سیاهیات پناه آوردم (آخه بالاتر از سیاهی که رنگ نیست)۲ (شد شد، نشد یه شب سرزده میرم نجف)۲ ضریح بابامو بغل میکنم یه روزی آخرش میمیرم برات من حرف نمیزنم میمیرم برات شد شد، نشد میرم سوریه توی بازار چند تا عروسک میخرم آخرش این قسم آخر ما نوکراس نه نمیگه حسین به دخترش (ای حضرت بیریا حسین، حسین، حسین)۲ (کار منم راه بنداز حسین، حسین، حسین)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد