اهل حرم دریده گریبان، گشوده موی فریاد بر درِ حرم كبریا زدند ای خفته خوش به بستر خون دیده باز کن *** میان اینهمه دشمن چو بیکسم دیدند به اشک بیکسیام ناکسانه خندیدند