نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امشب که حتی آسمان هم دل غمین است شام غریبان امیرالمومنین است چشم یتیمان و فقیران چشم بر راه پیچیده در چاه صبوری آه در آه الا ای چاه یارم را گرفتند گلم باغم بهارم را گرفتند در خانهی حیدر چه حالی بود امشب امشب در آن ماتم چه حالی بود زینب یک زینب و یک کاروان شد همسفر با ساربان تا در قفای کاروان گوید حسین من اذان بی قافله سالارم شمر است جلودارم یک آرزو دارد دلم اکبر ببندد محملم قاسم به کف گیرد عنان ای ساربان آهسته ران بی قافله سالارم شمر است جلودارم گر نگاهی به ما کند زهرا درد ها را دوا کند زهرا این مقام کنیز او فضه است تا دگر خود چه ها کند زهرا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد