تصویر حسین ستوده - التماس

التماس

[ حسین ستوده ]
هرچی که تلاش کردم
هرچی که دویدم
آخر گره خورد کارم
جایی نرسیدم
حتی یه نفس از دل راحت نکشیدم
اینجام که بگم اینو من دیگه بریدم
به دست و پات میافتم،اباالفضل
مثل خودت زخم زبون شنفتم،اباالفضل
به دست و پات میافتم،اباالفضل
دارم میمیرم و نگی نگفتم،اباالفضل
به ام‌البنین مادرت،منو رد نکن از درت
ابوفاضل،ابوفاضل
به ام‌البنین مادرت،منو وا نکن از سرت
ابوفاضل،ابوفاضل
دیر شد ولی فهمیدم،دنیا منو برده
حقم بوده پس قلبم،زخمم اگه خورده
اون آدم بد آقا حالا دیگه مرده
گوش کن به دلم واست درداشو آورده
نباشی همدمی نیست،اباالفضل
جز تو ولم کنن همه غمی نیست،اباالفضل
نباشی همدمی نیست،اباالفضل
واسه دلم غیرتو محرمی نیست،اباالفضل
به ام‌البنین مادرت،بیام زیر بال و پرت
ابوفاضل،ابوفاضل
به ام‌البنین مادرت،نذار دق کنه نوکرت
ابوفاضل،ابوفاضل

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد