نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

افتادی روی خاک و از تو داره خون میره سرنیزه توی پهلوت عمرِ تو رو میگیره پَرپَر شده جسمِ تو با نیزه و با دِشنه دورِ تو پُر از گرگه، گرگای به خون تشنه زیر نیزه و تیر بیپناهی گلم بیپناه وسط یه سپاهی گلم تو که نیزه به موی تو خورده گره چی شده بدنت تو نداشتی زره؟ آهِ تو به آسمون رسیده از بس که جراحتت شدیده گیر کرده نفَس تو سینهی تو سرنیزه اَمونتو بُریده آه عمو، آه عمو... **** با نیزه چه آشوب و غوغایی به پا کردن نامردا عروسیتو تبدیل به عزا کردن زیر سُم مَرکبها قدِّ تو بلندتر شد قدِّ تو بلندتر از قدِّ علیاکبر شد پاشو تا که عمو نشه خونه خراب سُم مَرکبا از تو میگیره گلاب پاشو منتظرن همه اهل حرم چهجوری تنِ تو تا حرم ببَرم؟ پژمرده شدی گلِ بهارم بعدِ تو سیاهه روزگارم من موندم و جسم دَرهمِ تو واسه تو دیگه عبا ندارم آه عمو، آه عمو... **** این نالهی جانسوزت روح از تنِ من بُرده پا میکِشی روی خاک، پهلوی تو تیر خورده زخمِ تو تداعی کرد اون روز اَسَفبارو آورد جلوی چشمم میخ در و مسمارو لگداشونو از روی کینه زدن که به قصد شکستنِ سینه زدن یکی هیزم آورد راه کوچه رو بست یکی اومد و دستای حیدرو بست آخر درِ خونه رو شکستن آخ پهلوی مادرو شکستن تو کوچهی ما چهل تا صیّاد بازوی کبوترو شکستن آه عمو، آه عمو...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد