نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اسماء بریز آبِ روان بر روی گلبرگِ گلم یاسم شده چون ارغوان، وای از دلم، وای از دلم بود و نبودم، یاسِ کبودم یا فاطمه یا فاطمه *** گِرد حرم دویدهام، صفا و مَروِه دیدهام هیچ کجا برای من کربُبلا نمیشود *** گُلِ نازِ پدر که غرقِ خونی سلامم رو به مادر میرسونی *** مپرس از من که بودم یا که هستم گُنهکارم ولی دل بر تو بستم *** بتاب ای مَه حسن مادر ندارد حسینم سایهی بر سر ندارد بتاب ای مَه که با این حال خسته بشویم پیکرِ پهلو شکسته رُخ خورشیدِ من خاکستری شد گُل یاسِ علی نیلوفری شد *** بیرون برید از خانه مبادا مادر دهد جان و کند دختر تماشا خجلت زده از روی فرزندان خویشم اسماء تو تنها وقتِ رفتن باش پیشم دیدی چه حالی در نمازم بود اسماء این آخرین راز و نیازم بود اسماء چون روز آخر بود، کارِ خانه کردم گیسوی زینب را دوباره شانه کردم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد