تصویر حاج محمود کریمی - از سوزه سینه میکشم آه

از سوزه سینه میکشم آه

[ حاج محمود کریمی ]
  • 11.7K
  • 22
از سوز سینه می‌کشم آه، سلام یا بقیه الله
فدای اشک چشم اشک بارت، آقای من آجرک الله

کسی چه میدونه کجایی! کجایِ دشت کربلایی؟
تو خیمۀ عموت اباالفضل، یا که کنار عمه‌هایی

ما مهمونای شهداییم، ما راهی کرب و بلاییم
تو روضه‌خون لبِ سقا، ما سینه‌زن‌های شماییم

تموم دنیا روضه‌خونه، اشکام می‌ریزه دونه‌دونه
بهونه گریه‌هام امشب، عموی صاحب‌الزمونه

ساقی کربلا اباالفضل، امید خیمه‌ها اباالفضل
آبروی ام بنیـن و، آینه مرتضی اباالفضل

یادمه مادرم که می‌گفت، ای فدای روضه اباالفضل
همه پس‌اندازش‌و می‌داد، برای روضه ابالفضل

اون که می‌گیره حاجتش رو، هرکی تو روضه‌هاش میشینه
دوای دردایِ مریضاش، تو سفره‌ی اُم بنینه

خدای عشقِ عاشقاشه، ولی خودش عاشق ارباب
به روی پاهاش بوسه موج، به روی شونش سر مهتاب

حسین نگاه می‌کرد به چشماش، زینب دعا می‌خوند تو گوشش
لباس رزمش و تنش کرد، یه مشک خالی روی دوشش

لالایی رباب این شد، بخواب مادر دورت بگرده
چشمات و روی هم بزاری، عموت با آب برمیگرده

کسی نمونده توی دنیا، مرامش و ندیده باشه
فرات از اینجا خیلی دور نیست، دیگه الان باید رسیده باشه

الان دیگه تو آب رفته، مشکش و زیر آب برده
عموت و که می‌شناسی مادر، مطمئنم که آب نخورده

الان شده سوار اسبش، راهی خیمه‌هایِ شاهه
بزار ببینم از تو خیمه، چشم همه حرم به راهه

آب خنک شبیه بارون، مهمون میاره برا مهمون
بخواب تا انتظار کم شه، تا وقتی که بیاد عمو جون

عمو با مشک خالی رفته، کار عمو نشد نداره
گریبون نهر رو می‌تونه، بگیره تا حرم بیاره

وای اگه آب نخورده باشه، جون به تنش نمونده باشه
وای اگه روی زمین بیوفته، از رو زمین نتونه پاشه

کنار علقمه شلوغه، حسین تنها بین لشکر
رو دامنش گرفته ارباب، سر شکستۀ برادر

امیر لشکرم بلند شو، بی تو کجا برم بلند شو
پاشو ببین که بی‌حیا‌ها، دارن میرن حرم بلند شو

سر مگه با تبر شکسته، چی شد که این‌قدر شکسته
دست تو از بدن جدا شد، قد من از کمر شکسته

داغ تو ای دار و ندارم، کجایِ این دلم بذارم
پاشو بریم کاری نکن که، برم رقیه رو بیارم

دستت‌و توی آب بردی، این همه راه مشک‌و آوردی
گذشته آب از سر خیمه، خودت یه خورده آب می‌خوردی

تموم دل‌خوشیم همینه، مادرم اومد از مدینه
تو نیستی اون‌وقتی که دشمن، میاد با چکمه روی سینه

تو نیستی اون‌وقتی که آتیش، دامن خیمه رو میگیره
پنجه وحشی‌ها تو غارت، گوشه معجرو میگیره

" تو سر نهاده‌ای روی دامان فاطمه
 من را بگو، که رو به زمین می‌شود سرم "

 یه قلب مبتلا تو این سینه، مریضمو دوام ابالفضله
سینه ما سینه‌زَنا وقفِ، موقوف آقام ابالفضله...

***

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد