نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

اجازه هست که بیفتم روی پات بخونم روضه برای زائرات بذار بریم به کنار بستری یا امام رضا میدونم که بی قرار مادری بگم چی شد که از علی رو میگرفت چرا دستاشو به پهلو میگرفت آتیش گرفت همهی بال و پرش بمیرم جلو چشای دخترش یجور زدن دل آسمون شکست دود بود و آتش و دیوار و در بحر محسن کردم احساس خطر هرچه نیرو داشتم بردم...
هنوز نظری ثبت نشده