نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آمدی، جانم به قربانت محرّم آمدی، دستم به دامانت محرّم گره خورده جان من به بیرق و علَمت چراغ قلبم شده کتیبههای غمت برکت داده زندگیام را چایی تازهدَمت ای ماهِ اباعبدالله از چشمهی گریه شده دستم کوتاه من دور شدم آمدهام برگردم لا حولَ و لا قُوَّةَ الّا بالله آمدی، جانم به قربانت محرّم آمدی، دستم به دامانت محرّم... ***** از خودم من را جدا کن ای محرّم راهیِ کربوبلا کن ای محرّم نسیم عطر حرم گرفته جان و تنم نیاید آن لحظهای که از تو دل بکنم تا جان دارم زیر بیرق حسینِ بیکفنم ای ماهِ اباعبدالله راهم بده در راه اباعبدالله من پای حسین ابن علی میمانم لا حولَ و لا قُوَّةَ الّا بالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد