
آقا تلاش کردمو این دل ادب نشد آمادهی رسیدن ماه رجب نشد خیر مرا ندیده کسی خیرهسر شدم نزدیکتر به تو محتاجتر شدم باقی عمر را نگرانم چه میشود؟ آماده نیستم رمضانم چه میشود؟ امشب ولی به قصد هوایت رسیدهام امشب برای گریه به پایت رسیدهام آقا شنیدهام که غمت بیشمار بود دور از مدینه بودی و دلت بیقرار بود آقا چهها که از متوکّل کشیدهای **** گردیده بود قنفذ هم دست با مغیره این باغلاف شمشیر آن تازیانه میزد گاهی به پشت و پهلو، گاهی به دست و بازو گاهی به چشم و صورت، گاهی به شانه میزد