آرزوهایی که داشتم بعد تو نقش بر آب شد کوه رویای های من از بعد رفتنت خراب شد جای شکرش باقیه با اینکه از غمت میسوزم زیر سایه تم چقدر خوبه کنارتم هنوزم دیگه دنیا بدون تو به من نمیسازه *** اما ترونه کیف یتلظی عطشا بچه ام داره میمیره به خدا منو علی مادرش چشم انتظاره منو علی کاشکی آسمون بباره منو علی تشنگی دوا نداره چجوری روی دست من عزیزم حرمله دید سفیدی گلوتو آورده اون تیر سه شعبه ای که زده تو علقمه باهاش عموتو مثلا تو رو تاب میدم مثلا به تو آب میدم مثلا تو صدام کردی مثلا عمو برگشته *** حالا که پرکشیده رفته دیگه مدیونم ازش سراغی بگیرم منو شرمنده تر از اینم نکن سرتو پایین بگیری میبینم غیرتم بهم اجازه نمیده که غریب باشی و من رهات کنم پسری دیگه ندارم عوضش حاضرم دخترمو فدات کنم واسه آب رو زدی و نشنیدی کاش خدا آبروشون رو ببره الهی که هر موقع تشنه میشن آب خوش از گلوشون پایین نره تو واسه خاطره بی شیری من رفتی و از اینا منت کشیدید گفتن آب و واسه ی خودش میخواد بمیرم برات خجالت کشیدی به خدا قسم سر شریف تو خیلی از سر علی عزیز ترعه ولی وقتی داری خاکش میکنی دعا کن سرش رو نیزه ها نره سر بچه ام کوچیکه نیزه بزرگ چجوری میخواد بشه نیزه نشین مثل سیبی که رسیده رو درخت یه تکون بدی میفته رو زمین *** صورتش ماه شب تار منه بده از خون گلو پاکش کنم دوست ندارم شما زحمتت بشه اجازه بده خودم خاکش کنم تو لحد شونه هاشو تکون میدم گهوراه شو که دیگه نمیتونم مثل هر بار میخوابونمش ولی به جای لالایی تلقین میخونم *** همه ی خرابه غرق غم شده یه شیرین زبون دیگه کم شده یه امام زاده توی خرابه مونده حالا دیگه خرابه حرم شده طفل دل شکسته کی دیده بگه یه سه ساله خسته کی دیده بگه شایدم دیده باشه کسی ولی تشییع نشسته کی دیده؟ عمه دست غم روی کمر داره از کبودی تنش خبر داره رباب از رو تجربه بهش میگفت قبرشو عمیق بکن خطر داره بی تو دق کردم و پنهون کردم پهلومو… صل الله علیک یا اباعبدالله