نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یه عمره که به عشق تو اسیرم من که همیشه با تو هم مسیرم دیدن غربتت برام عذابه الهی واسه بیکسیت بمیرم نباشه زینب ببینه غربت تورو ازت حسین جان دارم همین توقع رو ازم قبول کن بضاعت کم منو ازم قبول کن این دو رو مگه کیو جز تو دارم همه کس و کارم یارم برای تو حتی جون بچه هامو می ذارم محاله از لطف تو نا امید شم الهی که پیش تو روسفید شم مدافع حرم برات آوردم به این امید که مادر شهید شم سرت سلامت بذار که پرپرت بشن بذار تو این راه سپاه خواهرت بشن بذار جوونام حتی یه ذره هم شده شبیه اکبرت بشن تو رگشون خون جعفر رو لبشون ذکر حیدر بذار برن میدون داداش تو رو به جون مادر با اینکه مادرم ولی برادر تویی برام از همه کس عزیزتر همیشه آرزوم بوده یه روزی بیان به کارت این دوتا دلاور نذار ببینن تو رو میون قائله نذار ببینن منو اسیر قافله نذار ببینن که دست من تو کوچه ها بسته شده با سلسله یه روز میاد حالم زاره روزام مث شام تاره نذار ببینن که فردا زینب توی بازاره شعر و ملودی: سعید پیغمبری ایتا: https://eitaa.com/tekyenokari انجمن ادبی تکیه نوکری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد