نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یعنی دیگه بی علمدار شدم ، پاشو و بهم بگو نه بچهها بی آب زنده میمونن ولی بدون عمو نه سکینه از خیمه صدا میزنه عمو برگرد با رفتنت حرمت ما میشکنه عمو برگرد این آخرین خواهش قلب منه عمو برگرد بدون تو غمم نداره پایان نبود تو اصن نمیشه جبران اهل حرم فقط خودت رو میخوان کاشف کربم بازم از این دل، پاشو بار غم رو بردار دلشوره دارم واسه خیمهها ، دوباره علم رو بردار نزار قدم بیشتر از این تا بشه پاشو عباس الآنه که تو خیمه غوغا بشه پاشو عباس پای حرومی به حرم وا بشه پاشو عباس غم حرم آتیش زده به جونم یه راه چارهای بده نشونم نمیدونم برم یا که بمونم از کنار تو ببین که دارم خمیده خمیده میرم اسم تو رو مثل جسمت داداش بریده بریده میگم دست بریدهتو دیدم رو زمین زمین خوردم دیدم سرت شکسته ای مهجبین زمین خوردم ای تکیه گاه محکم من ببین زمین خوردم دارن با هلهله بهم میخندن میون قائله بهم میخندن خولی و حرمله بهم میخندن شعر و ملودی: محمدجواد ابوتراب زاده ایتا https://eitaa.com/tekyenokari انجمن ادبی تکیه نوکری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد