نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مثل پروانه پر کشید و رفت از همه دنیا دل برید و رفت یک نفس تا میدون دوید و رفت عبدالله رفت و چشم اهل حرم تر شد بی قراریه عمه بدتر شد توی لشکر سرباز آخر شد عبدالله سراسیمه رد شد از جنجال پا برهنه اومد توی گودال، واویلا دلش خون شد تا عمو رو دید بین خاک و خون تشنه و بی حال، واویلا تو اون شلوغیا میدید غرق ندای ربناس میدید تو آخرین نگاش دل نگرون خیمه هاس عمو حسین روضهی عبدالله نفس گیره توی آغوش نیزه و تیره زیر بارون سنگ و شمشیره واویلا کربلا صحرای قیامت شد با عمو جون این روضه قسمت شد پیکرش تو یک لحظه غارت شد واویلا شبیه گل بود و پرپر شد از گلابش صحرا معطر شد،واویلا توی آغوش عمو جون داد غارت جسمش سهم خنجر شد،واویلا میون اون برو بیا از بدنش چیزی نموند باید براش مثه حسین(ع) روضهی نعل تازه خوند شعر و ملودی: محسن میرزایی ایتا: https://eitaa.com/tekyenokari انجمن ادبی تکیه نوکری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد