نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عبدالله کوچک ولی سرداری از بابا ارث کرامت داری چون سقا پیروز هر پیکاری با آه و ناله با چشم گریان گویم حسین جان گویم حسن جان نور چشم ترم جانم ابن الکرم جانم مرد حرم جانم ابن الحسن افتادی روی زمین ای هستم از دست عمه کشیدم دستم عمو جان من که نمُردم هستم تا که صدای بابا شنیدم از شوق بابا سمتت دویدم از من دوری نکن داره دیر میشه چون الشّمرُ جالسُن جانم ابن الحسن رو سینت لبهام تو رو می خونه عمو جان چشمات چرا حیرونه مادرت زهرا برام مهمونه تا که خودم رو پیشت کشوندم زیر سُم اسب من با تو موندم این شمر بی حیا کرده از تو جدا من رو با چکمه ها جانم ابن الحسن سبک علی جباری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد