نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

طاقت نداره زینب چشماش می باره زینب از غصهی حسینش دل بیقراره زینب زینب زینب زینب زینب ۲ راه نفسهامو بست این بغض توی گلوم تنش موند روی خاک و سرش رو نی رو به روم زینب زینب زینب زینب ۲ میباره چشم ترم وای چی اومد به سرم بوسه می زدن سنگا به سرِ برادرم زینب زینب زینب زینب ۲ کنار تو برا من حسرت مُردن مونده از تو برام حسین جان یه تکه پیرهن مونده زینب زینب زینب زینب ۲ اشعار آیینی بیپلاک
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد